X
تبلیغات
رایتل

تصویر آخر

گاه نوشته های من ! (مهران میرزایی) ...

رازقی-ایرج جنتی عطایی

 رازقی- تقدیم به دوستداران ایرج جنتی عطایی

  

رازقی پرپر شد 

باغ در چله نشست 

تو به خاک افتادی 

کمر عشق شکست 

ما نشستیم و 

تماشا کردیم 

 

دلم می خواد گریه کنم 

برای قتل عام گل 

برای مرگ رازقی 

دلم می خواد گریه کنم 

برای نابودی عشق 

واسه زوال عاشقی 

 

وقتی که قلبا و گلا 

شکسته و پرپر شدن 

وقتی که باغچه های عشق 

سوختن و خاکستر شدن 

 

من وتو از گل کاغذی 

 باغچه ای داشتیم توی خواب 

با خشتای مقوایی 

خونه می ساختیم روی اب 

 

وقتی که ما رو جشن شب  

ستاره بارون می شدیم 

وقتی که پشت سنگره 

سایه ها پنهون می شدیم 

 

از نوک بال کفترا 

خون پریدن می چکید 

صدای بیداری عشق 

رو خواب شب خط می کشید 

 

از پشت دیوارای شب  

انگار صدای پا میاد 

اوازخون در به در 

انگار یه هم صدا می خواد 

  

ابر سیاه رفتنیه 

خورشید دوباره در میاد 

دوباره باغچه گل میده 

از عاشقا خبر میداد!

تاریخ ارسال: یکشنبه 16 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 01:01 ق.ظ | نویسنده: مهران | چاپ مطلب 18 نظر