X
تبلیغات
رایتل

تصویر آخر

گاه نوشته های من ! (مهران میرزایی) ...

چکاوک-ایرج جنتی عطایی

                                چکاوک 

کجای این جنگل شب پنهان شدی؟خورشیدکم! 

پشت کدوم سد سکوت پر می کشی ، چکاوکم؟ 

چرا به من شک می کنی، من که منم برای تو؟ 

 لبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو... 

دست کدوم غزل بدم نبض دل عاشقمو؟ 

پشت کدوم بهونه باز پنهون کنم هق هقمو..؟ 

 

گریه نمی کنم، نرو،بغض نمی کنم بشین، 

حرف نمی زنم، بمون،اه نمی کشم، ببین... 

 

سفر نکن خورشیدکم، ترک نکن منو نرو، 

نبودنت مرگ منه، راهی این سفر نشو.. 

نذار که عشق من و تو ، اینجا به اخر برسه، 

بری تو و مرگ من از رفتن تو سر برسه.. 

نوازشم کن و ببین ، عشق می ریزه از صدام، 

صدام کن و ببین که باز ، غنچه می دن ترانه هام... 

اگر چه من به چشم تو ،کمم، قدیمی ام،گمم 

 اتش فشان عشقمو...،دریای پر تلاطمم.. 

 

گریه نمی کنم نرو، بغض نمی کنم، ببین 

حرف نمیزنم، بمون، اه نمی کشم، ببین...

تاریخ ارسال: شنبه 15 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 12:22 ق.ظ | نویسنده: مهران | چاپ مطلب 0 نظر