X
تبلیغات
رایتل

تصویر آخر

گاه نوشته های من ! (مهران میرزایی) ...

گرگ پیر- به قلم خودم

 گرگ پیر - به قلم خودم

چه می گویند اینها 

در این شبهای پوشالی؟  

چه می گویند گرگ های هار 

  در این صحرای بی پایان؟  

چه می خواهند از این بره های ساده ی خشنود 

  که هر بره شده طعمه ی خیالی این گرگ ها؟؟ 

 

اری! 

منم یک بره ی تنها  

که در ان سوی صحرا 

 شدم صید یک گرگ پیر و هار 

 که من را مثل یک دشمن ویک طعمه 

 چنان در می نوردد 

 که من نیز  ز خود می ترسم! 

 

چه امد بر سر ان بره ی تنها  

چه شد سرنوشت ان گرگ پیر و هار؟ 

 نمی دانم، نمی خواهم بدانم سر نوشت ان گرگ پیر را 

 ولی بسیار خوب می دانم که هر چه امد بر سر ان بره ی تنها  

چه ازاد بود و ازاد زیست وازاد مرد  ان بره ی تنها 

در ان شبهای طولانی ان صحرا!! 

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 13 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 02:46 ب.ظ | نویسنده: مهران | چاپ مطلب 1 نظر